أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
545
قانون ( فارسى )
بىكموكاستى است . 5 - ممكن است راهبندانى را كه ماده به وجود مىآورد ، در رگهاى بدن باشد ؛ ماده در رگ خزيده و راه را بر جريان مادهء روان كه در رگ آمدوشد دارد ، ببندد . راهبندان از مادهء ناباب خلطى ممكن است چند جهت داشته باشد : الف : از بسيارى مادهء خلط چكيدهء ورمهاى درونى . ب : مادهء بندآورندهء گدار بسيار نيست اما حالتى بسيار سردىبخش دارد و از آزارى كه با خود دارد سبب بند آمدن گدار روان مىشود . ج : مادهء بند آورنده بسيار گزنده و درد گزندگى سبب بند آوردن گدار روان مىشود . د : مادهء بند آورنده بسيار سوزناك است و از اثر احساس سوزش زياد اندام مورد درد از كار مىافتد و جريان روان در آن به بنبست مىرسد . حالت غش كه در نخستين مرحلهء نوبتهاى تب رخ مىدهد ، از اين قبيل بند آمدنها است كه خلط غليظ و لزج يا خلط غليظ و گزنده يا خلط سوزناك سبب بند آمدن گدار روان مىشوند . ه : ممكن است اين راهبندان در نزديكى قلب روى دهد . و : ممكن است راهبندان در اندامان ديگر با شراكت مغز به وجود آيد ؛ زيرا هرگاه گدار روان به سوى مغز به كلّى بسته شود ، مرگ نابههنگام و فورى ( سكته ) در كمين است ، راهبندانى كه سبب سكته شود به طريق اولى سبب غش مىشود . ز : ممكن است سبب راهبندان در گدارهاى روان در معده باشد ، درحالىكه معده سابقهء نوعى بيمارى يا ورمكردگى داشته باشد ، يا چنان روىآورى بر معده روى آورد كه معده را ناتوان سازد و ناتوانى معده به حدّى برسد كه مادهء ناباب و بندآور از معده تراوش كند و به دهانهء معده برسد و آن مادهء تراوشى ، سرد يا گرم باشد . ح : مواد راهبندان بر روان ، ممكن است در رگهاى بدن در هر جاى بدن باشد و از معده به رگها رسيده باشد و راهبندان را به وجود آورده باشد . سبب جمع شدن چنين مواد كشنده در معده چيست ؟ اكثرا پيدايش و جمع شدن موادى كه سبب بند آمدن راه آمد شد روان مىشوند از : 1 - زيادهروى در خوراك و نوشيدنيهاست . 2 - معده سوء هضم دارد و ياراى هضم طعام ندارد و پر كردن معده از خوراك كه پياپى آيد و برهم انباشته شود و از آنجا كه هضم نمىگردد ، در ساير بدن منتشر مىشود و رگها را مىآكند و راه نفس را بند مىآورد . از سوى ديگر در حينى كه راهبندان ايجاد شده است غذاى كافى به بدن نمىرسد و بدن از دريافت غذاى مورد نياز بىنصيب مىماند . خود اين مواد كه در بدن منتشر شده است و رگهاى دريافت كنندهء غذاى بدن را بسته است ، چندان زياد است كه بر طبيعت چيره شده و طبيعت در برابر آنها ياراى واكنش نشان دادن ندارد .